بخش 5 - گفتار اندر آفرینش آفتاب
ز یاقوت سرخست چرخ کبودنه از آب و گرد و نه از باد و دود
به چندین فروغ و به چندین چراغبیاراسته چون به نوروز باغ
روان اندرو گوهر دلفروزکزو روشنایی گرفتست روز
ز خاور برآید سوی باخترنباشد ازین یک روش راستتر
ایا آنکه تو آفتابی همیچه بودت که بر من نتابی همی
Prose Version
چرخ کبود از یاقوت سرخ است و نه ساخته از آب، گرد، باد یا دود؛ آن را به چندین فروغ و چراغ آراستهاند مانند باغی در نوروز. در آن گوهرهای درخشان رواناند که روشنایی روز را فراهم میکنند. خورشید از خاور برمیآید و به باختر میتابد و هیچ رویِ دیگری اینگونه راست و تابناک نیست. ای خورشید، اگر تو چنین میتابی، چرا بر من نور نمیافشانی؟