بخش 16
به نثر
رستم با افتخار از نژاد خود دفاع میکند و پاسخ توهینهای اسفندیار را میدهد. او پدرش زال را دانا و نیکنام، و نیایش سام سوار را قهرمانی از نژاد نریمان و گرشاسپ شاه معرفی میکند. رستم دلاوریهای نیاکانش را برمیشمارد، از جمله کشتن اژدهایی ترسناک و دیوی غولپیکر به دست سام. او همچنین به نژاد شاهانه مادرش رودابه اشاره میکند که به ضحاک میرسد. رستم سپس خدمات بیهمتای خود به تاج و تخت ایران را یادآور میشود: نجات کیکاووس از هاماوران، فتح مازندران، کشتن دیو سپید و بیرون راندن افراسیاب. او با اندوه از قربانی کردن فرزندش سهراب در راه شاه سخن میگوید و مدعی است که بیش از پانصد سال پهلوان جهان بوده است. رستم با تاکید بر اینکه دلاوریهای او بوده که تاج و تخت را برای شاهان حفظ کرده، به اسفندیار جوان و کمتجربه پند میدهد که دست از این بحثهای بیهوده بردارد و با او به بزم و شراب بنشیند.