بخش 12
به نثر
گیو به رستم گفت: «ای افتخار شاه و پهلوانان، من میروم و سر پل را میگیرم تا نگذارم افراسیاب از آب بگذرد و به این سو بیاید. او را آنجا معطل میکنم تا یاران ما زره بپوشند، زیرا بزم به پایان رسید.» گیو با شتاب و دو کمانِ به زه کرده تا سر پل رفت، اما دید که درفش افراسیاب نمایان است و او پیش از این با سپاهش از آب گذشته است. رستم ببر بیان پوشید و بر پیل ژیان نشست. چون افراسیاب او را با آن جوشن و گرز گران دید، هوش از سرش پرید. طوس، گودرز، گرگین، گیو، بهرام، زنگه، فرهاد و برزین همه با تیغ و نیزه آماده نبرد شدند و چون پلنگ به سپاه توران زدند. گیو در میدان چون شیری خشمگین بود و با گرز دشمنان را در هم میکوبید. لشکریان چین از او رمیدند و سالار توران خیره ماند. افراسیاب که از رستم میترسید، جلو نمیآمد و تنها لشکریانش را تشویق میکرد. سران بسیاری از توران کشته شدند. افراسیاب به پیران گفت: «اینجا میدان جنگ است یا خوابگاه؟ ما قرار بود شیر باشیم، اما اکنون روباه شدهایم. تو که نامدارترین مرد تورانی، پیش برو و کار را یکسره کن. اگر پیروز شوی، ایران از آن توست.» پیران با شنیدن این سخن، با ده هزار سوار خنجرگذار چون آتش به سوی رستم حمله برد. رستم خروشان و کف بر لب، چون دریای جوشان به آنها زد و دو سوم آنها را کشت. افراسیاب که از دور نظاره میکرد، به سران خود گفت: «اگر جنگ تا شب چنین پیش برود، کسی زنده نمیماند.» سپس پرسید: «الکوس جنگی کجاست؟ او بود که در مستی ادعای جنگ با شیران میکرد و سر رستم و گیو را میخواست. اکنون کجاست؟» الکوس با شنیدن این سخن، سوار بر اسب شبرنگ خود با هزار سوار به میدان آمد. او زواره را دید و گمان کرد رستم است. با او درآویخت و نیزه و تیغ یکدیگر را شکستند. سرانجام الکوس گرزی گران انداخت که زواره را بیهوش کرد و از اسب انداخت. الکوس پیاده شد تا سرش را ببرد که رستم چون آتش رسید و بانگی زد که دست الکوس سست شد. الکوس از ترس بر اسب پرید. رستم گفت: «هنوز چنگال شیر را ندیدهای که چنین دلیری میکنی.» زواره با تنی پرخون بر اسب نشست. الکوس با رستم درآویخت و نیزهای به کمربند رستم زد که کارگر نیفتاد. اما رستم نیزهای بر سینه او زد که از مغفرش خون بیرون زد، او را از زین بلند کرد و چنان بر زمین کوبید که سپاه توران وحشتزده شد. سپس هفت پهلوان دلیر با شمشیر و گرز به سپاه دشمن زدند و چنان کشتاری کردند که دشت از خون لعلگون شد و راه عبور بسته گشت.